داستان پاسپورت گرفتن من

پاسپورت ایرانیم چند روز دیگه اعتبارش تموم میشه .از دو ماه پیش افتادم دنبال اینکه تمدید کنم و پاس جدید بگیرم . از اونجاییکه سفارت ایران در کانادا بسته شده دیگه این کارها اینجا انجام نمیشه ...یه دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا باز شده که میشد مدارک رو بفرستیم اونجا و تمدید کنند ولی انقدر از این و اون شنیدیم که ممکنه مدارک بهشون نرسه و گم و گور بشه و.... که نخواستم این کار رو بکنم . شنیدیم که وزارت امور خارجه در ایران این کار رو برای ایرانیان مقیم کانادا و انگلیس ( که سفارتشون بسته شده ) انجام میدن ...خلاصه پرس و جو و ....گفتند بله مدارک رو طبق اونچه که تو سایت واشنگتن نوشته آماده کنید و بفرستید اینجا ..یکی از بستگان بیاد و تحویل بگیره .. این کار به نظرم عاقلانه تر بود .... خلاصه همه مدارک رو آماده کردیم و از اونجایی که دخترها هم تو پاس من بودند بعنوان همراه و حالا باید برای اونها هم پاسپورت جداگانه میگرفتیم باید از اونها هم عکس باحجاب !!!! می انداختیم .... بگذریم که چه عکسهایی از طفلکی ها انداختیم و شبیه خاله سوسکه شدند !!! مدارک رو فرستادیم ایران ...خواهرم برد وزارتخونه و گفته بودند همه چی تکمیله فقط نامه اجازه خروج همسر رو نداره که باید یه نامه رسمی و محضری باشه و مهر برجسته خورده باشه ... هر چی گفتیم بابا این یکی تو سایت نبود !!! شنیدیم که اون چون توی آمریکا کاراش انجام میشه اجازه خروج همسر رو نمیخواد !!!!!!!!خلاصه چند روز پیش همسری رفت اینجا محضر و اجازه داد و نامه رو گرفت و فرستادیم ایران ...........باز خواهرم برد وزارتخونه و گفتند : البته این قبوله ها ....ولی این فقط اجازه یک بار خروج داده شده و خواهر شما برای هر بار از ایران خارج شدن باید دوباره اجازه نامه محضری شوهرش رو داشته باشه !!!!!!!!!!!! دوباره فلفلی رفت محضر و بهشون گفت بابا این یکی نامه رو میخواهیم و محضر هم که نفسشون از جای گرم بلند میشد گفته بودند ...نه بابا خانوم شما وقتی محل اقامتش کانادا خورده باشه دیگه کاری بهش ندارند و قبول میکنند و.... فلفلی از محضر اومد بیرون و به من زنگ زد که اینطور میگن و من به خواهرم زنگ زدم که اینطور میگن و خواهرم گفت که کار از محکم کاری عیب نمیکنه و بگو بگیره و................... خلاصه دوباره 30 دلار دیگه دادیم به محضر و اون نامه رو با یک کلمه اضافه " مکرر" گرفتیم و دوباره میفرستیم ایران تا ببینیم این بار دیگه چی میخوان بگن ........ خلاصه اینکه این سومین باره که ما به یک مسافر زحمت میدیم و مدارک می فرستیم تا من پاسپورت بگیرم !!!!

ولی خداییش خیلی زور داره که آدم تو مهد آزادی زندگی کنه که همه اینها دیگه براشون حل شده است و..... اونوقت برای گرفتن پاسپورتش مجبور باشه هی اجازه خروج از همسرش بگیره !!!

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

منم فکر نمی کردم دوباره این اجازه نامه را بخواد همه کارها رو کرده بودیم که اخر کار افسر پلیس گفت کو اجازه محضری؟ و ما مجبور شدیم برویم محضر و کلی وقت تلف شد . به هر حال قوانین است و باید اجرا کنیم. ایشاالله مورد شما هم حل میشود.

leily

Salam mehry Jan.che khhob ke javabesho nadadi.man mamoolan comment nemizaram. Vali Alan vaghean hersam gere ft. In Adam ke inghadr khoob dare webloget ro donbal mikone chera on moghe ke az khatme anaam gereftan va ziarat ashoora raftanet to Canada nevesgti sedash dar nayoomad. Chera akhbare snoden to donbal mikoneh vali az Babak zanjani ....dar o dastash nemigeh.... Pizza ham ke ye masaleh kamelan shakhsi ast .har ki nakhad nemigireh .

رها

مهری جان منم از کسی شنیدم که واشنگتن کارها رو سریع و راحت انجام میده . اگه دوباره کاری پیش اومد به واشنگتن بفرست .

masy

مسخره ست دیگه.همه چی تو دنیای امروز حل شده و ما هنوز سر خونه اولمون موندیم.قوانین مردسالار...انگار زن خودش شعور نداره برای خودش تصمیم بگیره.

masy

من تازه کامنتهای اون خانوم یا آقا از ایران رو دیدم. چرا همه فکر می کنین اینهایی که خارج از ایران هستن همه بدبخت و ذلیل و کارگر و حمالن ؟ وقتی چیزی رو به چشم ندیدین خواهشن نظر قطعی ندین.خیلی بده در مورد دیگران نشناخته و ندانسته نظ ر بدیم.ما از دوستان ده ساله هم هستیم و دو سال و نیمه تو کانادا دوست خانوادگی شدیم.این چیزهایی که شما گفتی رو من در مهری و همسر بسیار نازنینش ندیدم.لازمه بدونین همسرشون کنار کار مهندسی مکانیک در شرکتی کانادایی بیزنس خودشون رو هم دارن...لازم به ذکر نبود ولی گفتم. دوست عزیز هر کسی روش زندگی.افکار و اعتقاداتی داره برای خودش و همه محترم هستن.پس بهتره همه رو باهر اعتقادی دوست داشته باشیم.

مصی

خانوم یا آقای عزیز اگر کسی که اینجا داره زندگی می کنه و میاد با کمال صداقت همه موارد رو بیان می کنه ..این یعنی خودش خواسته که بیاد و راضیه از شرایط اینجا.خود من یکی از کسانی هستم که اینجا رو آخر دنیا و پیشرفت و به قول خودشون محافظ حقوق بشر نمی دونم.اینجا خوبه برای زندگی معمولی و آروم داشتن.آرامشش دنیایی ارزش داره.اما زندگی راحتی قطعن نخواهی داشت.باید برا تلاش کنی.همه جای دنیا باید تلاش کنی برای زندگی خوب و راحت.منتها سیستم اینجا جوریه که نمی گذاره کسی پولدار بشه.حالا مدلشون اینجوریه.هر کی دوست نداره میتونه نمونه یا نیاد.اون دیگه بستگی به نظر شخصی هر کسی داره.بخاطر همی بهتره هشدار ندیم برای چیزی که شخص خودش انتخاب کرده.می تونیم نظرمون رو محترمانه و نه مغرضانه بگیم...نمونه نظر شما نظرتون درمورد مادر همسر مهری بود که از قیافه ش معلوم بود مال اطراف اصفهانه..حالا گیرم که باشه.مگه اششکالی داره..مگه فقط مردمی که تو تهران زندگی می کنن آدمن.؟..بقیه آدم نیستن؟...اون حرف درستی نبود.در ضمن کسی نه پدر و مادرش رو خودش انتخاب می کنه.نه اسمش رو و نه محل تولدش رو.پس به ظاهر آدمها نگاه نکنیم خواهشن.ممنون.

فرشته

با سلام خدمت همه دوستانی که در این پست کامنت گذاشتن ونظراتشون رو صادقانه دادن وسلام خدمت شما دوست بی نام عزیز که فکر می کنم خانم باشید. دو کار از راحت ترین کار های دنیا ست.اول اینکه در مورد هم قضاوت کنیم و دوم اینکه تند و تیز از هم انتقاد کنیم.شما هر دو کار را انجام دادید با توجه به اینکه گاهی مهری جان بعضی از چیزها فراموش کرده اند که من به عنوان خواننده ای که گه گاهی سری به وب مهر و وفا می زنم از آن رنجیده می شوم اما انصافا مهری بسیار بی ریا نسبت به مسایل اطرافشان سخن می گویند . دوست بی نام نازنینم !ای کاش کمی از لحن تندتان کم می کردید و صرفا نظراتتان را درج می کردید ممکن بود واقعا مهری خانم به آن بیندیشند و اگر ابهامی وجود داشت برایتان برطرف می کردند .حضرت علی می فرمایند با مردم آنگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند .آیا دوست داشتید که شخصی اینطور همه چیز شما را زیر سوال ببرد؟اگر من هم جای مهری بودم با شما تدافعی برخورد می کردم .امیدوارم اهدافمان آنقدر به ما شخصیت والایی بدهد که برای هر نزادی .هر دینی و هر اعتقادی احترام قائل باشیم .به امید روزهای روشن برای مهری عزیزم و دوست بی نامم نازنینم.

farnaz

این دوست بی اسم اصن چرا داره میاد اینجا به دیگران یاد میده که حجاب اینجور اونجور. گذشته شما اینجور بود اونجور بود پس شما باید اینجور باشید یا اونجور؟! اصن به ایشون چه ربطی داره دقیقا سر پیازن یا ته پیاز که بخوان به قول خودشون به دیگران "هشدار بدن که خودشونو گم نکنن"؟! دوست عزیز اینجا تو محیط مجازی پر از وبلاگه با موضوعات متنوع باب میل شما..بفرما خانوم (احتمالا) راه باز جاده دراز

marzieh

منکه از اینکه اینجا برم یه جای دولتی تب میکنم مثلا بانک و پلیس +10 و ...اخیرا رفتم و حسابی اذیت شدم همش کاغذ بازیه جالبه اگه یه چیزی قانون بود آدم دلش نمیسوخت باورت نمیشه هر دفتر پلیسی برای یه کار خاص مثل عدم سو پیشینه یه چیزی میخواد هر جور عشقشون بکشه تو اون لحظه. بانک پرینت 6 ماهه حسابمو نمیداد مننظر بود التماس کنم ...... واقعا جای تاسفه

Nassim

Fekr mikonam ghaziye khode Hejab nist. Hejab e ejbari ast ke moshkel dare. aslan ejbar baraye har chizi ast ke ghanoon e bashariyat nist o mahdood mishe be feshar e ye seri adam rooye ye seri dige hast ke moshkel dare. Be nazare man kasi ke hich vaght kharej az Iran zendegi nakarde nemifahme ke azadi yani chi. chon ta chizi ro nadashte bashi shayad khoob nafahmi ke azat gereftanesh o hich vaght nemidoonesti ke in hagh ro to ham dari.