عصب كشی دندان و سينما .....چه حالي!

ديروز بعدازظهر وقت دندانپزشکی داشتم برای عصب کشی ، راستش خيلی ميترسيدم ولی بعداز اينکه بی حس کرد ديگه هيچی نفهميدم هی ام با خودم ميگفتم که پس چی هی الکی ميگن عصب کشی سخته و درد داره و...نگو كه چه عصب كشونی بوده و من خبر نداشتم!! خلاصه همه چی به خوبی گذشت اومديم بيرون گفتيم بريم سينما،ولی الله ميگفت مطمئنی درد نداری ، گفتم آره بابا اين خانم دکتره خيلی کارش خوبه و...خلاصه رفتيم فيلم عروس خوش قدم ، جالب بود، توصيه ميكنم حتما ببينيد.ولی الله هم كه ديد من به خاطر دندونم نميتونم چيپس بخورم خيلی خوش به حالش شده بود ،چشمتون روز بد نبينه كه از وسطهای فيلم بی حسيه دندونم رفت و كم كم دندان درد شروع شد، تازه داشت جای آمپولهای متعددی كه به هرطرف زده بود دردميكرد!!!!از سينما اومديم بيرون، من با اينكه ميدونستم نمی تونم چيزی بخورم، از طرفی فكر اين رو ميكردم كه بريم خونه تازه بايد شام هم اماده كنيم،گفتم بريم پيتزا بخوريم ، رفتيم اما چه خوردنی اولش كه همه رو درسته قورت ميدادم ولی بعد ديدم اصلا نمی تونم بخورم ، باز هم خوش به حالت ولی جان كه زنت سهمشو ميده بهت !!

/ 3 نظر / 9 بازدید
مامور خدا

سلام اينم يه جا برای صحبت با خدا حتما شما هم حرفهايی برای گفتن داريد

felfelito

?Tanet salem.... chipso pitza chieh

پرفسور

ميگم هميشه اين شوهر ها را بد نشان می ديد ها . اين دوستتم که طرفه تو را داره . حالا نمی دانم چند ساله ازدواج کرديد اين آقا ولی بيچاره يه بار اومده خوش بگذراند اما شما چشم نداريد ببينيد . شما هميشه داريد تو زندگی حال می کنيد نمی دانيد اين شوهر ها چه می کشند تو اداره . حتما منو با آقا ولی آشنا کنيد اگر بلاگ داند در اينجا معرفی کنيد لطفا