شروع تابستان

فردا آخرین روز مدرسه است و بعد از اون باید برنامه ریزی کنیم برای تعطیلات بچه ها . چند روز پیش اینجا روز پدر بود و طبق معمول صبحانه مخصوص روز پدر داشتیم و بچه ها هدیه هاشونو دادن . ویانا که یه نامه بلند بالا در مورد خصوصیات پدرش نوشته بود و یکی در میون جمله هاش در مورد شکمویی باباش بود و اینکه چی دوست داره بخوره و...

مانا هم کخ خیلی خانومانه بیست دلار از قلکش در آورد و داد به باباش و گفت ببخشید وقت نکردم چیزی درست کنم !!!!

بعد هم برنامه ریزی کردند که باید بابا ما رو ببره سینما ... خلاصه خرج یه سینما و ناهار بعدش هم انداختن گردن طرف !

ماه رمضونه و یه سری دوستان روزه میگیرند و مهمونی های مخصوص افطار و... فعلا سرمون گرمه .

/ 0 نظر / 55 بازدید