ontario science centre

چند وقت پیش از طرف دوستی دعوت شدیم که باهاشون بریم مرکز علمی تورنتو ( نمیدونم ترجمه خوبی کردم یا نه ) این دوست پاکستانی ماست که گاهی وقتها من دخترش رو با خودمون به مدرسه میبرم یا برمیگردونم . احساس کردم یه جوری میخواد جبران کنه و من هم پذیرفتم . تاکید هم کرد که شوهرت هم بیاد حتما و دو تا خانواده با هم بریم ... بچه ها رو قبلا برده بودیم اونجا و مطمینا خیلی بهشون خوش میگذشت ....رفتیم و خوب فکر میکردم که ما رو فقط برای بلیط ورودی مهمون کردند ...ولی بنده خداها هیچ جا نذاشتند ما دست به جیب بشیم و از هزینه پارکینگ گرفته تا ناهار و میان وعده و خوردن چای و قهوه و برای بچه ها تنقلات و شیرینی و شیرکاکایو ....خلاصه من هی آب میشدم از خجالت !!!

ولی خیلی خوش گذشت .پدر این بچه خودش از بچه ها بدتر بود و با همه وسایل ور میرفت و آزمایش انجام میداد و بقول فلفلی فکر کنم بعضی وقتها یواشکی خودش هم تنهایی میرفت اونجا و کلی خوش میگذروند . بچه ها با کار همه وسایل آشنا میشدند ...الکتریسیته ..اندام های بدن ...چگونگی رشد جنین در شکم مادر ...چگونگی به دنیا اومدن بچه ..حتی یه دستگاه سونوگرافی بود و یه ماکت شکم که بچه ها با تکان دادن موس روی اون سونوگرافی رو خودشون تجربه میکردند. یه بخش جدید اضافه کرده اند بنام مغز ...همه حالتهای مغز رو نشون میداد ..تفاوت مغز سالم و مغز کسی که الزایمر داره و.... خلاصه که یک صبح تا بعد از ظهر علمی ای بود .

از همه بدتر این مدت طولانی رو با ادمهای خارجی بگذرونی که دایم هم در حال حرف زدن باهات باشند..من که کلی سردرد گرفتم از ورود اون همه اطلاعات به مغزم !!

اونجا وقتی میخواستیم بریم کافی شاپ چای یا قهوه بخوریم من داشتم به شوهرش میگفتم که من به چای اعتیاد دارم و صبح تا شب در حال خوردن چای هستم ..بعد رفتیم اونجا و از هر کی پرسیدن چی میخوری ؟ من قهوه خواستم ..آقاهه خنده اش گرفته بود که پس چی شد!!! خودش چای گرفت ..دیگه نمیتونستم بهش توضیح بدم که من این چایی آب زیپو های اینجا رو دوست ندارم که با چای کیسه ای درست میشه ...چای باید دم بکشه !

/ 5 نظر / 18 بازدید
كيت

اينجا كجا هست و وروديش چقده اگه ما خواستيم بريم ؟! ممنون

مهری

دوست محترمی که شماره تون رو برام گذاشتید که زنگ بزنم.کارم دارید. لطفا هنینجا تو پیغام خصوصی کارتون رو بفرمایید ممنون میشم.

رها

مهری جان تو انقدر همیشه به همه " بی چشمداشت " محبت میکنی که خودت یادت میره کیا به تو احساس دین دارن . ببین چقدر به این خانواده لطف داشتی و کمکشون کردی و ازت همراهی دیدن که انقدر دوستت دارن . خدا رو شکر که آدمهای مهربان و قدردانی هستن . خوشحالم که دوستان خوبی در اطرافت داری و خوشحالم که بهتون خوش گذشته .

افسان

ستیزن شدنت رو تبریک میگم . انشالله همیشه موفق باشی . چایی هم باید چایی لاهیجان باشه تا بیشتر حال بده . بچه ها همشون یه خصلت خاص دارن اما بچه هایی که به اصلاح آلو توی دهنشون خیس نمی خوره همه مطالب رو میرن میگن از بچه گی شونه باید بهشون یاد اوری کرد که بهتر به کسی چیزی نگید .[چشمک]

taeb

سلام خسته نباشید عیدتان مبارک... سری به وب من هم بزنید...مرسی