هیس !!!

چند وقت پیش مانا گفت که یه پلیس اومده مدرسه و برای کلاس سومی ها در مورد Bullyng توضیح داده ...طبیعتا من نمیدونستم یعنی چی ؟؟  با توضیحات بیشتر مانا فهمیدم که یعنی تهدید کردن ، آزار و اذیت ( به خصوص) کوچکترها ... این آزار میتونه کلامی باشه یا فیزیکی ... و خیلی سربسته بهشون گفته بودند که اگه کسی خواست اذیتتون کنه حتی با حرف !! شما باید اعتراض کنید و به اولین کسی که نزدیکتونه بگید ...مهمتر اینکه حتما گزارش بدید ... خوشم اومد از اینکه دارند بهشون اطمینان میدن که شما اگه با دیگران در میان بگذارید کمتر آسیب می بینید ........

امروز فیلم " هیس ...دختران فریاد نمیکشند" رو دیدم ...هنوز روی دلم سنگینی میکنه ...اینکه چرا باید حرف نزنند .. چرا نباید بگن به دیگران ..... بغضم گرفت ... دردم اومد ......

یادم افتاد چند سال پیش توی یه مهمونی بزرگ دخترک دو سال و نیمه ام وسط مهمونی خوابش برد و من گذاشتمش توی یه اتاق دیگه که از سر و صداها دور باشه ... هنوز 15-20 دقیقه نگذشته بود که یه چیزی منو به اون اتاق کشوند ( از اونجایی که همیشه باید بچه هام جلوی چشمم باشند ) وقتی به اتاق رسیدم ، توی تاریکی دیدم یه چیزی گلوله شد و از روی دخترک پرتاب شد اونور اتاق !!! پسرک شیطون حدودا هفت ساله ای بود ... اول هیچی به ذهنم نرسید ولی وقتی چشمم به دخترک افتاد که دامنش بالا بود ... یخ کردم ... دست و پام لرزید ..... رفتم بیرون و گفتم .... چند تا خانوم دور و برم اعتقاد داشتن... نه بابا بچه هفت ساله چی میفهمه آخه !!!! ( البته که هیچ غلطی نکرده بود ) ... مادر بچه که به کل منکر شد ( و قطعاخوشش هم نیومد ) ... اون پسربچه از ترسش پریده بود توی دستشویی و هر چه میزدند به در نمیومد بیرون !!! بعد از یک ربع اومد بیرون با کله کاملا خیس.. میگفت رفتم سرمو بشورم !!!!

خلاصه اینکه من مادر - سی و چند ساله - خفه خون گرفتم !!!! چرا که فامیل بود !! روابط به هم میخورد !!! .....آخر سر عمه اون بچه که خیلی هم ارادت دارم بهش گفت : میدونی چیه مهری جون ... تو دختر داری .. این تویی که باید مواظب دخترت باشی !!!!

همیشه حواسم به دخترهام بوده و هست ... تو مهمونی ها مواظبشون هستم ... این منم که مسوولم ..اون بنده خدا هم راست میگفت ...آخر سر همه تقصیرها گردن منه !!!

آدم در این مواقع اگه اعتراض کنه اون میشه پسر پیغمبر و تو میشی خراب .. مریض ... وسواسی

این فیلمو دیدم و آتیش گرفتم .. انگار شرح حال خودم بود !!! چه فرقی میکنه بچه من یا بچه یه غریبه ... من مادرم .

باز هم خدا رو شکر کردم که اینجا هستم ... خوشحالم که این آموزشها بهشون داده میشه ... خوشحالم که بهشون نمیگن : هیس ...تو حرف نزن ...کسی باور نمیکنه ... مهمتر از همه اینکه خوشحالم که بچه ام به من اطمینان داره و  حرفشو با من در میون میگذاره  ..... اینجا هم این مشکلات هست ...نمیگم نیست .

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

البته دیگه دختر و پسر نداره ....من دختر ندارم ولی کاملا مواظب پسرم هستم وچون رابطه دوستانه ای داریم با اینکه 16 سالشه ولی اغلب حرفاشو به من میگه ...و به دلیل این نزدیکی ورعایت هایی که منو همسرم در روابط فردی وموارد دیگه داریم به لطف خدا پروسه بلوغ رو به خوبی و راحتی طی کرده...البته تا حالا امیدوارم دخترای نازنین شما هم با آرامش این مرحله رو طی کنن

masy

آره منم وقتی فیلم رو دیدم مخصوصن صحنه های آخر که وکیالش در دفاع آخر گفت که دخترها باید خفه خون بگیرن و هیس....حرف نزنن" خیلی دلم سوخت برای دخترها و برای خودمون..ولی فیلمش برای آگاهی دادن به خانواده ها خوبه...این قضیه بولینگ رو هم که هر سال براشون تکرار می کنن و خوبه که بدونن چون بیشتر این بولینگ ها در مدارس اتفاق می افته بیشتر حالت زورگیری و مسخره کردن و آزار داره.حالا به قول شما روحی یا جسمی...خدا رو شکر که دخترهامون اینجا بزرگ میشن.

آسی

سلام واقعیتش من این فیلم رو توی سینما دیدم ولی واقعا تا 30 دقیقه انگار آب یخ رو سرم ریختم این یک واقعیته توی جامعه ما که خانواده ها فکر می کنند باید سکوت کنند در این مورد باید هممون سعی کنیم این تابو رو بشکنیم تا دختر و پسر مساوی با آرامش در کنار هم زندگی کنند.

لاله

مهری جون تو کامنت قبلی یادم رفت اینو بگم که پنهان کاری توی این مورد همه جا هست ولی خب تو شرق بیشتره ...بعد از اکران هیس یه مقاله خوندم که چند تا از بازیکر های هالیوود هم گفته بودن تو بچگی بهشون تجاوز شده ولی اون موقع ترسیدن بگن حتی یکیشون بار ها توسط عموش ازار دیده بودیا بچه های المانی که توی اردو توسط مربیاشون ازار دیده بودن وترسیده بودن که بگن ...من با شما موافقم که هیچ کجا بهشت نیست ومتاسفانه به دلیل دوری بشر از خصائل انسانی ولذت جویی مداوم این موارد داره زیاد تر هم میشه البته هر چیزی که زیاد میشه قبح وزشتیش کمتر میشه ...الان مردم این موارد رو بیشتر بیان میکنن اگر چه هنوزم پنهون کاری زیاده ...اخرشم من مادر بیشتر از همه باید مراقبت کنم ظاهرا چاره ای هم نیست

ویدا

مهری جون من هم که فیلم رو دیدم یه سردرد حسابی گرفتم . بنظر من تو کار درست رو انجام دادی حالا این والدین بچه ها هستن که چه تصمیمی بگیرن تو وظیفه ات رو انجام دادی ممنون دوست خوبم که ساکت نموندی .

بهی

واقعا چقدر خوبه اینجا نشون میدن که پشت و همراه بچه هستند...

فریار

واقعا خدا رو شکر که بچه ها اونجا بزرگ میشن. وآفرین به تو که حواست به بچه ها هست.

لاله

سلام مهری جون پست جدید که نزاشتین فکر کنم تو تعطیلاتین انشالا که خوش بگذره بعضی وبلاگا در مورد قطعی برق تو بعضی مناطق تورنتو نوشته بودن که تا 3-4 روز هم طول کشیده از شما چه خبر امیدوارم کنار خونواده صحیح و سالم باشین

آذر

ای عزیز دلم...حالم گرفته شد

لاله

خدا رو شکر انشالا همیشه خوش باشین