حال و روز تعریفی ما

بعد از اون سرمای وحشتناک دو سه روزه ، هفته پیش هوا خیلی خوب شد و به 7-8 درجه بالای صفر رسید ... برفها آب شد ...ولی تازه لایه های یخ قطوری که قبلا دیده بودیم نمایان شد ....داشتم بچه ها رو میبردم مدرسه ..میخواستیم از خیابون رد بشیم که من پام روی یخ سر خورد و چون دست دو تا بچه ها توی دستم بود ،اونها هم افتادند زمین ولی نه با شدتی که من افتادم ....مردمی که پشت سرمون بودند هم عین دور از جون بز!!! ما رو نگاه کردند و از کنارمون رد شدند !!!! خلاصه ما پاشدیم و رفتیم ...خدا رو شکر کردم که اتفاقی نیفتاده ( همیشه ترسم از این بود که نکنه یه روز من بخورم زمین و یه چیزیم بشه و نتونم بچه هامو ببرم مدرسه!!!) نگوووووووووو بدنم گرم بوده و نفهمیدم !! از ظهر به بعد کمردرد بنده شروع شد ...طوری که موقع جابجاشدن یا نشستن و برخاستن یه نیمچه جیغی میکشیدم !!!.....یکی دو روز گذشت و همچنان درد داشتم ....تا ............دیروز ....که موقع صبحانه ( یه دندان روکش شده توی دهانم داشتم که تازگیها لق میزد ... تو فکرم بود که ببرم دندونپزشک برام فیکس کنه ) نمیدونم نونی که میخوردم خیلی نرم بود !!! رفت دور دندون رو گرفت و درش آورد و ...... چطوری  بلعیده شد !!! من نفهمیدم ....یه آن احساس کردم که زبونم به یه تیزی میخوره !!! خلاصه دندونه رو قورت داده بودم !!!! مونده بودم تو شوک که آخه چطور ممکنه.... اونم اولش چیزی نبود ....ولی از چند ساعت بعد همه اش احساس کردم که یه چیزی وسط سینه ام وایساده و پایین نمیره .... خلاصه دوستانی که خبر کمردردم رو داشتن زنگ میزدن که حالم رو بپرسن ، میگفتم : کمردرد کجا بوده ... حالا مشکل چیز دیگه است !!! .... حالا راه مری بنده یه جورایی مسدود شده و هر چی میخورم همچین به سختی میره پایین و منجر به سکسکه میشه .........الان که سر کارم ولی قراره بعدازظهر برم دکتر یه عکس رایولوژی بگیرند ببینیم کجا گیر کرده .... امروز هم از صبح همه اش حالت تهوع دارم و احساس میکنم یا میخواد برگرده بالا ....یا چیزهایی که هی میخورم پشت اون داره تلنبار میشه !!!!!!!!!!!! این هم از گرفتاریهای بنده . دعا کنید که چیزی نباشه که اصلا حال و حوصله دکتر و بیمارستان و... رو ندارم ...یعنی وقتش رو هم ندارم .

پ.ن. خوشبختانه مساله خاصی نبود ...عکس انداختم ...رفته پایین ! همچین اون پایین مایین های دلم جا خوش کرده و نشسته بود ... تازه رادیولوژیسته که یه خانم کره ای بود ، کلی ذوق کرئه بود و هی میگفت : چه جالب !!! تا حالا نشنیدم کسی دندونش رو قوذت !!بده !.....یه چیزی هم که تو راه گلو احساس میکنم ظاهرا مال اینه که موقع پایین رفتن احتمالا مری رو زخمی کرده و حالا هر چی میخورم احساس میکنم. ممنون از لطف دوستان .

/ 8 نظر / 14 بازدید
کیت

خیلی نگرانت شدم انشاله که مشکلی نباشه عزیزممارو بیخبرنزار

آسی

وای مهری عزیز الاآن بهتری هم کمر درد بده و هم دندون بیشتر مراقب خودتون باشید دخترها حالا حالا ها به مامان پر جنب و جوش و سر حال نیاز دارند.هر جا هستید شاد و موفق باشید.امیدوارم هیچ چیز مهمی نباشه.

آذر

گفتم یه چیزی باید شده باشه خبری ازت نیست منتظر هستم که خبر بدی چیز خاصی نبوده مواظب خودت باش

ویدا

خدا بد نده عزیزم . مواظب خودتون باشین تو رو خدا . حالا یه اسپند هم دود کنی ضرر نمیکنی ها .

فریار

خدا رو شکر که الان خوبی و مشکلی نیست

بهی

خدا رو شکر که اتفاقی نیفتاد :) حالا دندونه خوشمزه بود؟؟[سوال][چشمک]

پرديس

سلام مهرى جون خيلى شرمنده ام كه زودتر خبر دار نشدم كه زنگ بزنم وجوياى احوال بشم ،امشب بعد از مدتها فرصت كردم بيام وبلاگ كه فهميدم زمين خورين ،به هر حال اميدوارم كه خوب باشيد و مشكلى نباشه. مواظب خودتون باشيد و دخترهاى گلتون ببوسيد[گل]

فریبا

وای مهری جان ببخش من مدت ها وبلاگ ها رو نتونستم بخونم. الان چطوری خانمی؟ امیدوارم خوب خوب شده باشی. من هم یک هفته ای مریض بودم و..... خلاصه دلتنگ شما دوستان. مواظب خودت باش