پايان عمر ريزعلی ها.................

پس از سالهای سال سطر به سطر داستان ريزعلی هنوز در خاطر ماست. دهقان فداکاری که در يک شب سرد زمستانی پيراهن کهنه اش را آتش زد تا لوکوموتيوران را از ريزش کوه و انباشت سنگ روی ريل آگاه کند.

بشر امروز ميداند که ريزعلی تنها و تنها يکبار خود را به مهلکه ميرساند و در ساير مواقع از ناجی افسانه ای خبری نيست.اين نکته کاملاطبيعی است که بشر به حکم غريزه بايد جان عزيز باشد.يعنی مرگ وقتی برسد که امکان پيشگيری نيست. در اين رابطه ايران هميشه به نوعی بايد ويژه باشد!!!!!

سلسله حوادث پياپی با ميزان مرگ و مير بالا ثابت ميکند که مديريت پيشگيری از حوادث ايران به :: ريزعلی هايی :: که نسلشان منقرض شده  هنوز دل بسته است!!!!!!

اما حالا ريزعلی نبود تا اعضای بدن دهقانان فداکار هر کدام در گوشه ای بيفتد و شرق ايران را سياهپوش کند!  و اگر بنا به چاره انديشی مسوولان مملکت باشد که ريزعلی را از کتب درسی حذف ميکنند تا خوش باوری ها از ميان برود و در واقع صورت مساله پاک شود.

--------------------------------------------

دوست عزيز ،داداشی مهربون، هنتانه گرامی ، از اولين عکسی که برام فرستادی ممنونم.

/ 2 نظر / 10 بازدید
بهداد

سلام به آبجی گلم مهری ، ممنون بابت تشکرت من دومين عکس را هم گذاشتم . شما چرا يه آلبوم ديگه درست کردی ، من يه ميل زدم و توضيح دادم که بايد چيکار کنی آبجی مهری !!!!!! حتماً بلاگمو بخوني ها آبجی ، شايد بتونی که بخونيش چون ۱۰ بار بازسازيش کردم تا شايد بتونيش بخونيش .

بهداد

سلام مهری ، از من خبری نيست بابا اين همه ميل می زنم من ، خصوصاً درباره محل عکس اما جنابعالی جوابم نميدی . ديگه برام هوائی شدی می خوای بری اونورآب همين يه آبجی و شوهر آبجی خوب و مهربنوم که داشتيم پر پر ، نداريم . ديگه حتی تحويلمم نميگيريد . اِی اِی اِي دنيا .