سیگار

 از رستوران اومدیم بیرون یهو بوی سیگاری اومد شدید ....ویانا با تمام وجود بو و دود رو کشید تو و گفت : بوی دایی... رو میده . یکی از دایی هاش سیگاریه و جالبه که بعد از سه سال هنوز این بو اون رو یاد داییش میندازه ....هر چی فکر کردم یادم نیومد آخرین بار خودم کی بوی سیگار به مشامم خورده...خاطره من هم شاید مال همون چند سال پیش بوده باشه .....خیلی جالبه ...اینجا هم آدمهای سیگاری زیادن ... البته خدا رو شکر دور و بری های ما اصلا سیگاری نیستند ولی جالبه که بیرون هم همچین بویی بهمون نمیخوره ...اولا هیچکس تو فضای سرپوشیده سیگار نمیکشه و همه میرن بیرون . بیرون رستورانها یا اداره ها یا فروشگاهها همیشه یه عده ای یه گوشه وایسادن دارن سیگار میکشند. 

/ 5 نظر / 4 بازدید
مهرداد ارسنجانی

چقدر خوب میشد که منم یادم نمیومد آخرین باری که بوی سیگار به مشامم رسید رو...

پرند

آخ جون پست جدید[قلب] و چقدر خوبه که بچه ها توی یه چنین شرایطی دارن بزرگ میشن...

مینا

مهری جان -سال نوت مبارک - ایشالا سال خوبی برای تو وخانواده ات باشه .

بازي تراوين

با سلام وبلاگ خوبي داري عزيز اگه دلت ميخواد فرمانروايي کني يکسري به سايت ما بزن بازي انلاين تراوين با عضويت رايگان و جوايز هفتگي و سرورهاي قدرتمند

رها

خدا دایی و خواهر زاده رو برای هم نگهداره الهی ، دخملکت حافظۀ خوبی داره ماشالله .