شکموی خانه

ویانای ما خیلی شکمو و خوش خوراکه ( به خدا بیامرز مادرشوهرم  رفته ) در مقابل شکلات و کیک و شیرینی هیچ کنترلی نداره ...همیشه هم با لذت میخوره ..منم هیچوقت چیزی بهش نمیگم .چون واقعا می بینم با هاشون حال میکنه ....

چند روز پیش مهمون داشتیم . منم کیک پخته بودم ..کیک رو گذاشتم تو ظرف و دادم دستش که ببره روی میز بذاره  تا من چای بریزم ( از همون مرحله میکس کردن کیک هم همه اش دور و بر من و کیک و فر می گشت تا آماده بشه ) برد و همزمان بچه ها از روی بالکن یه رنگین کمان خیلی زیبا دیدن که واقعا دیدنی بود و همه مون جمع شدیم توی بالکن به عکس انداختن و .... ویانا هم اولش بود ( به گواهی عکس ها ) نفهمیدم کی غیبش زد ...برگشتیم تو و من چایی ها رو گذاشتم و گفتم اه پس کیک کو ؟ ویانا ؟.....

رفتم دیدم نشسته روی تختش ..ظرف کیک هم جلوش ... از هولش از همون وسط کیک هم شروع کرده به خوردن و .....خلاصه نصف کیک رو خورده بود ..اونم با چه وضعی ...آوردم و به مهمونا نشون دادم و کلی خندیدیم و...ولی طفلک شرمنده شد ...تازه فهمیده بود چکار کرده ...گذشت تا موقع شام ....نوشابه نخورد ( البته ما فقط وقتی مهمون داریم نوشابه میخوریم ) و گفت من آب میخورم ... حالا من هی اصرار کردم چرا ویانا ؟ ( دوستم میگفت حالا که اون نمیخواد تو چرا اصرار میکنی ) آخه خیلی عجیب بود ...گفت : نوشابه سالم نیست و آب خوبه و....

فردا صبح برای صبحونه شیرکاکایو ریختم براشون ( که خیلی دوست داره و من فقط هفته ای دو بار بهشون میدم ) گفت : من نمیخوام . من شیر خالی میخورم !!!

خلاصه دختره از زور شرمندگی به کل عوض شده بود ...از فرداش هی میرفت در کابینتی که توش تنقلات غیر سالم است ( چیپس و پفک و شکلات و کوکی شکلاتی و....) باز میکرد و میگفت : مامی بیا خوراکی های ناسالم ( Junk Food )  رو بریزیم بیرون ... منم که دلم نمیومد هی میگفتم باشه ...حالا وقت ندارم . بعدا .... مانا هم از اونطرف جلز و ولز میکرد که خوب تو اگه دوست نداری میتونی نخوری . چکار به بقیه داری ؟ .................

------------------------------------

روزهای جمعه کلاس فارسی میرن ..معلم ویانا یه خانوم معلمه با سابقه طولانی ( از معلم های زمان شاه ) ولی جدی و بداخلاق ..... جالبه ویانا با اخلاقش مشکلی نداره . فقط میگه : معلممون به ما میگه تو !! نمیگه شما !!!!

------------------------------------

تو مدرسه بچه ها سر یکی دو نفر شپش پیدا شده و یک هفته است پدر ما رو در آوردن و هی نامه پشت نامه میدن که چه بکنید و چه نکنید و ....خودشون هم هر روز سر همه بچه ها رو چک میکنند. .... بهشون هم گفتند که لازم نیست هر روز برید حمام. چون اتفاقا شپش تو محیط های خیلی تمیز راحت تر میفته و زیاد میشه و هفته ای یک یا دو بار کافیه ... مانا هم هی اونو تو چشم من میکنه .از طرفی بهشون گفتن که باید موهاتونو زیاد شونه کنید و حالا این منم که هی باید شونه کردن رو تو چشمشون کنم ! 

اینجا متاسفانه بدلیل اینکه خیلی ها تو خونه شون سگ و گربه نگه میدارن  شپش میگیرند و توی مدرسه به دیگران منتقل میکنند . 

/ 14 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سلام عزيزم خوبي . اتفاقي امروز وارد وبلاگ شما و دخترهاي گلت شدم . خيلي جالب بود . مثل خودم ريز مي نويسي . دخترهاي گلت را ببوس .

آذر

میدونم این برای مراقبته

افسانه

سلام . یه روش خیلی جالب بهتون بگم برای شپش که از بین برن ... شما با شونه چوبی باید شونه کنید سر بچه ها رو بعد وقتی حموم میرن با نرم کنند بشورید دوباره شونه کنید تمام شپش ها میره . مامانم میگفت قدیما توی مدرسه بچه ها شپش داشتن ما مادراشون رو صدا میکردیم میگفتیم مامانا با گل سرشوی لاهیجان سر بچه هاتون رو بشورید یه مامانه رفته بود به کله بچه د . د. ت زده بوده بچه کله اش تاول زده بود ... دیوانه ا ی بودن بعضی ها

مليحه

نوشته هاتون خيلي به دل مي شينن مادر خوب بودن يه هنره هميشه كنار هم سالم و شاداب باشين

مریم

سلام چه کار خوبی میکنین و در واقع چه قدر صبورین که به روی ویانا نمیارین یا مانع پر خوری کردنش نمیشین ...چون واقعا دختر های کم سن و سال که هیچی ما بزرگتر ها گاهی از این خوراکی های غیر مجاز دلمون میخواد ...اگر چه قطعا همه مامانا روشهای غیر ملموسی برای اصلاح تغذیه بچه هاشون دارن ...حتما شما هم دارین ...میخوام بگم از تغذیه دخترتون غافل نیستین ولی اینکه درکش میکنین و متوجه هستین که اون واقعا با غذا عشق میکنه و سرزنش و بگیر و ببند بابت خوردن در کار نباشه واقعا کار هر مامانی نیست

پرن

سلام مجدد،یه سوال میخواستم بپرسم اگه براتون امکانش هست لطفا راهنمایی کنید ممنون میشم،واقعا هیچ کجا اطلاعاتی پیدا نکردم،میخواستم بدونم بازار کار رشته های نقاشی(رنگ روغن سیاه قلم آبرنگ و...) و شیرینی پزی،سر آشپزی،تراش سنگای قیمتی،اونجا چطوره،بازم عذر خواهی میکنم که سوال شخصی پرسیدم مرسیییییی.

پرن

مرسی لطف کردین

فرشته

سلام مهری عزیزم امیدوارم خوب باشی,راستش شپش سر با شپش بدن حیوانات فرق می کند حتی شپش سر انسان با شپش تن و شپش ناحیه ی تناسلی متفاوت است خدا خواسته که بچه های نازنینت درگیر این انگل موزی نشوند ,برای من شپش مثل یک هیولاست چون بیش از اندازه وسواس دارم و می دانم اگر به خانه و زندگی ام بیفتد دیوانه می شوم ,چند وقت پیش دختر برادرم سرش شپشی شده بود من به این سنم هیچ اگاهی از این انگل نداشتم بعد از مطالعات فراوان و تجویز پزشک برادر زاده ام خوب شد اما خدا می داند که من چند بار درشب و روز موهای دخترانم را چک می کردم .حتی شب ها هم کابوس ان دست از سرم برنمی داشت.با اینکه می دانستم این مسیله به کوتاه و بلندی مو ربطی ندارد موهای بسیار ناز کودکانم را زدم حتی موهای خودم را المانی کوتاه زدم و حالا بعد از یک ماه کمی حال و روز بهتری دارم,امیدوارم شما کمتر خودتان را در این مورد ازار داده باشید..............

فرشته

سلام عزیزم,شاید چون اولین باربود که از نزدیکانم کسی دچار شده بود حال بدی پیدا کردم و همانطور که گفتم وسواس هم هستم . سه تا دختر کوچک من به سنهای نه ساله ,هفت ساله و چهار ساله هیچ کدام تا به حال درگیر این انگل نشدن الحمدالله با اینکه دوبار در هفته توسط مربی بهداشت در مدرسه چک می شن تا به حال گزارشی از شپش نداشتیم.شاید هم به قول شما به ماها گزارش نمی دادن.خانواده ی برادرم تو شمال زندگی می کنن که اتفاقا امسال سال بدی برای بچه های مدرسه ای بود خیلی ها دچار شدن و انصافا مدرسه ها هم خیلی پی گیری کردن.

رها

مهری جان اینجا به همین دلیل که حیوانها در ارتباط دائم با انسان هستن مسئلۀ شپش عادی شده و اون ترس و نفرتی که در ایران به این موضوع داریم وجود نداره . توی ایران دید عمومی جامعه اینه که طرف چون خیلی کثیفه پس تنش یا سرش شپش گذاشته در حالی که اینجا ابداً با این دید به قضیه نگاه نمیکنن و مسئله حل شده است . انقدر هم انواع شامپو و دارو و راه حل براش وجود داره که هیچ جای نگرانی نیست و انگار طرف سرما خورده زود درمان میشه . یکی از همکاران من توی آلزایمر سوسایتی گرفتارش شده بود . یه روز زنگ زد که من اینطوری شدم و امروز نمیام که برم داروخانه و حمام . فرداش اومد خیلی راحت رفت نشست توی اتاقش و برای همه هم تعریف کرد . باور کن احدی نپرسید که درمان شروع کردی ؟ چرا اومدی ؟ نکنه ماها بگیریم ؟ همه انقدر عادی برخورد کردن که نگو . فقط بهش یاد میدادن برای سگش جکار کنه که دوباره نگیره .