مهمون بازی

 مهمون دارم از ایران ...دیروز که همه اش به خرید و مرتب کردن خریدها گذشت ....امروز هم به تر و تمیز کردن خونه و یه نیمچه خونه تکونی و.... فردا هم مهمون هامون رو ببریم بیرون و بازار نوروزی و....

چه مارچ برکی داشتیم ما ... بچه ها رو نوشته بودم یه کمپ نصف روزه که یه جورایی سرشون گرم باشه و منم به کارام برسم ...روز اول رو رفتند ، خیلی هم بهشون خوش گذشته بود ولی مانا گفت که کاراشون و اکتیویتی هاشون بچه گونه است . خلاصه بقیه اش رو نرفتند.. موندند ور دل مامانشون ..... خلاصه هم کار کردیم و هم بچه ها رو سرگرم کردیم و هر روز یه جا بردیمشون و هم آش پختیم و هم مهمونداری کردیم ......نتیجه اینکه خسته تر از همیشه منتظریم که دوشنبه مدرسه ها باز بشه و بچه ها برن مدرسه و ما هم یه خرده کارامون بیفته روی نظم و ترتیب.

/ 2 نظر / 14 بازدید
کیت

سلام عزیزم امسال سال اولیه که من اینجام و تو بازار نوروزی با یک ینده خدایی کمک میکنم البته پولی نیس همینجوری وسط روز میرم و هروقتم دلم خواست برمیگردم باحاله بدک نیس از تو خونه نشستن و دپرسی بهتره.... راستی من جواب کامنتتو دیر دیدم دست گلت درد نکنه عزیزم خیلی لطف داری شاید یروز همو دیدیم قول میدم از دوستی با من پشیمون نشی البته اگه از دوستی یه ادم رک و صادق و یرو و بی شیله پیله بدت نمیاد...[لبخند][چشمک]

فاطمه

سلام ازتون خواهش میکنم به وبلاگم بیایید واگه میتونید کمکم کنید ویه خانواده روخوشحال.خداشاهده خیلی نیازداشتم که دست به این کارزدم که اگه مجبورنبودم این کارو نمیکردم تقاضا دارم اگه میتونیدکمکمون کنیدویه بچه15ساله روازمرگ نجات بدید.اجرکم عندالله