پيک نيک در آموزشگاه

ديروز که جمعه بود ما کلاس فوق العاده هم داشتيم يعنی هم صبح و هم بعد از ظهر بايد زبان ميخونديم ، خلاصه خيلی english language  شديم . موقع ناهار قرار بود با بچه ها بريم بيرون كه استادمون گفت بياييد همينجا با هم يه ناهاری درست ميكنيم ميخوريم ، بنده خدا وجدان درد گرفته بود كه چون يه جلسه غيبت كرده بايد ما رو روز جمعه ای اونجا نگه داره ، هی هم دست پختشو به رخ ما ميكشيد و از تخصصش تو پختن املت ميگفت ....خلاصه ما كلی تو حياط برا خودمون گشتيم و خوش گذرونديم و اقای استاد برای ما املت درست كردن ، جای همه خالی .....كه هيچ وقت ديروز رو فراموش نمی كنم.

يه خانم دکتری تو کلاس زبان ماست ،جراح و متخصصه ، دختر بزرگش کاناداست ، هميشه ازش حرف ميزنه و تعريفشو ميکنه ، ديروز مجله دانستنيها ( چاپ کانادا ) رو آورده بود با دخترش مصاحبه کرده بودن ، دخترش اينجا ليسانس و فوق ليسانس هنر های زيبا داشته تو رشته نقاشی حالا اونجا تو يه موزه ای در ونکوور مرمت آثار تاريخی و تابلوهای نفيس رو ميکنه ، خیلی شبيه مادرش بود و از طرفی شبيه سلن ديان خواننده کانادايی. خيلی از اين موفقيتش اونجا خوشحال شدم.

 

 

  
نویسنده : مهري ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳۸٢
تگ ها :