جای تاسف

بعضی خبرها رو که ميشنوم واقعا متاسف ميشم ، دلم ميخواد هر طوری که ميشه به زلزله زده ها کمک کنم ولی وقتی بعضی چيزهای ديگه رو ميشنوم واقعا نمی دونم چکار کنم!!!!!!! ! از يه نفر که از روز دوم زلزله تا حالا اونجا بوده شنيدم که ميگفت: اگه ميخواهيد کمک کنيد نقدی بفرستيد چون کمکهای غير نقدی به اينجا نمی رسه اگه هم ميرسه درست بين مردم توزيع نميشه يه چادر زدن ، کمکها رو اونجا گذاشتن گفتن هر کی وسيله ميخواد بيايد از اينجا بگيره مردم هم انقدر که طبعشون بلنده حاضرن تو بيابون از سرما بلرزن ولی نيان از اونها بگيرن . ميگفت : کاميونهايی که به طرف کرمان ميان تو بيابونهای اطراف توسط راهزنها خالی ميشن ، چيزايی که به دردشون ميخوره رو بر ميدارن بقيه رو هم معلوم نيست چکار ميکنن بعد هم کاميونش رو ميگيرن برای خودشون ، برای همين هم هی تو راديو تلويزيون از کاميون دار ها ميخوان که مساعدت کنن ، اونها هم که مگه خلن وسيله امرار معاششون رو از دست بدن!!!!حتی شنيدم که دو تا آمبولانس دزديده شده!!!

             ---------------------------------------------------------------

                                        شرکت در جلسه

امروز خواهرم تو يه جلسه ای در يکی از وزارتخانه .... که اتفاقا خيلی نزديک اداره ماست دعوت داشت . جلسه ساعت ۹:۲۰ شروع ميشد ايشون فکر ميکرد ۱۱ بايد اونجا باشه ساعات ۱۰ يهو متوجه اين اشتباه ميشه!!! زنگ زد به من و گفت که اگه بتونم جاش شرکت کنم يه جلسه ای است که از هر وزارتخونه بايد يکی بره و اگه از وزارتخونه ما کسی نره خيلی بد ميشه ......هر چی گفتم آخه آبجی جون من برم بگم چی؟ گفت هيچی جلسه راجع به همکاريهای ايران - اکراين است برای کميسيون مشترکی که قراره هفته آينده باشه تو ميری اونجا در مورد پيش نويس موافقت نامه و سابقه همکاری ايران و اکراين در خصوص... صحبت ميکنی بعد هم تلفنی متن پيش نويس رو برای من خواند... من هم که خيلی وقت نداشتم تو راه که ميرفتم ( با خط ۱۱) تند تند اونو حفظ ميکردم .......خلاصه به خير گذشت تو جلسه سفير ايران و سفير اکراين ....بودند من هم خيلی قرص و محکم صحبت کردم ....فکر کنم دفعه بعد مستقيما برای خودم دعوتنامه بفرستند!!

  
نویسنده : مهري ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٢
تگ ها :