چهره شهر ، صحنه های دلخراش زلزله...

  شهر حال و هوای ديگه ای داره ، ياد روزهای جنگ ميفتم ، ستاد جمع آوری کمکهای مردمی ،صندوقهای جمع آوری کمکهای نقدی ، گوشه و کنار ميدونها تلی از هدايای غير نقدی مردم....

سازمان انتقال خون اعلام کرده که چون عمر خون در خارج از بدن کمه و يخچالهای نگهداری خون هم  گنجايششون تکميل شده ، فعلا مردم خون ندن و بذارن در طول هفته ديگه به تدريج خون بدن تا صرف مجروحانی که به تهران ميارن بشه، امروز ديدم جلوی يکی از مراکز انتقال خون صف طويلی است و مردم دارن اسم مينويسن و نوبت ميگيرن برای روزهای آينده که برن خون بدن!!!

از راديو شنيدم که تجهيزات پزشکی کمه و از راديولوژی های تهران خواستن که هرچقدر که ميتونن فيلم راديولوژی براشون بفرستن.

چند تا از بيمارستانهای تهران رو به مجروحها اختصاص دادن و از مردم هم خواستن که حتی المقدور از اتومبيلهای شخصی استفاده نکنن تا از بار ترافيک کاسته شه و راه برای عبور و مرور آمبولانسها باز باشه.

خارجيهايی که برای کمک به ايران اومده بودن چون ويزا نداشتن بهشون گير داده بودن و نکرده بودن که يک کارت موقت براشون صادر کنن ۱۲-۱۳ ساعت بيچاره ها رو تو فرودگاه مهرآباد معطل کرده بودن .....

کلی کمک از صليب سرخ ، کشورهای ديگه شده که به نظر من از کل بودجه ساليانه کشور داره بالاتر ميزنه ،‌ای کاش اينها رو جايی ثبت ميکرديم ببينيم آيا همه اش صرف زلزله زده ها ميشه يا نه؟

اداره های ما هم اعلام کردن که يه در صدی از حقوقهای ما رو با آنها اختصاص بدن ...

وقتی فکرشو ميکنم ميبينم که مردم ما چه ملت مظلوم ، ستم کش و در عين حال مهربون و با صفايی هستن. در هر شرايطی ميدون رو خالی نمی ذارن، دولت ما اگه اين ملت رو نداشت چکار ميکرد!!!!!!!

اصلا نمی تونم خودم رو جای اونها بذارم، خيلی سخته ...

 

  
نویسنده : مهري ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ دی ۱۳۸٢
تگ ها :