گردهمايی دوستان

روزچهارشنبه اول مرداد ماه با دوستان دوره دبيرستانم قرار گذاشته بوديم در منزل يكی از دوستان بعد از ۱۰-۱۱ سال دور هم جمع شويم و از احوال هم با خبر شويم ، بد نبود ولی به گردهمايی هايی كه با دوستان دوره دانشگاهم دارم نمی رسيد اخه دوستان دانشگاهيم خيلی يكدست هستند، خوب برگردم به مهمونى ،راستش نمی دونم چرا ولی احساس كردم خودم بيشتر از همه پيشرفت كردم ! آنهاهركدام با يك يا دو بچه آمده بودند ، البته در جمعمون يكی هم بود كه هنوز ازدواج نكرده بود ، پزشكی خونده و تازه طرحشو شروع كرده.ولی بقيه با وجود اينكه همه مدرك دانشگاهی داشتد يا خانه دار و يا فرهنگی بودند، يكيشون كه پزشكی هم خونده بود، شوهرش هم پزشك بود ولی بعد از تولد بچه اش خانه نشين شده بودالبته می گفت كه جديدا با شورای انقلاب فرهنگی همكاری ميكند به عنوان كار در خانه!!!تعجب نكنيد كه رشته ها متفاوته برای اينكه ما در دبيرستان نمونه رشد درس خونديم كه مال بچه تيزهوشان بود،در پايه مادو تا كلاس بود كه تا سال سوم همه می بايست دروس رياضی و تجربی را با هم ميخونديم، بعد در سال چهارم تازه انتخاب رشته كرديم ، اينه كه همه با هم دوست بوديم.خلاصه بد نيست گاهی وقتها سر شوهر هامونو قال بذاريم و به ياد اون وقتها با دوستامون دور هم جمع شويم و خاطرات گذشته تداعی بشه. 

  
نویسنده : مهري ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ امرداد ۱۳۸٢
تگ ها :