تاکسی

ديروزعصرکه ميرفتم خونه، سوار يک ماشين شدم ، يک کمی که گذشت متوجه شدم راننده تحويلدار همون بانکيه که من ازش حقوق ميگيرم . با تلاش فراوان تو پولهام کلی گشتم تا کرايه ام رو رند بدم که يه وقت منو نشناسه!!!!!!!!!!!

امروز هم که ميومدم ديدم ۲تا تاکسی پشتشون پر شده جلو هم کسی نمينشينه همينطوری تو ايستگاه وايسادن!من هم که هيچوقت جلو نمی شينم رفتم تو ماشين سوم نشستم!!!بعد از چند دقيقه راننده ۲ نفر رو به زور اورد و نشوند صندلی جلو و راه افتاد و شروع کرد به غر غر کردن!

- سه تا ماشينو خالی نگه داشتن ، چه ادعاشون زياد شده...

هيچکس هم صداش در نمی اومد....

من : خوب چه اصراريه که جلو بشينن ؟صندلی مال يه نفره ، ۲ نفر که ميشينن راحت نيست تا برسن به مقصد پاشون خواب ميره ، کمردرد ميگيرن!

- نه خانم ۲ دقيقه ديگه برو ببين همت چه خبره؟من به خاطر اينکه تو ترافيک نيفتيم ميگم.تازه صندلی من يه تيکه است!!!

من :آخه وقتی تاکسيرانی ميگه راننده ها موظف هستن جلو يک نفر رو سوار کنن خوب مردم هم نبايد بشينن.

--(آتيشی)نه خانم نمی صرفه اين مسير طولانی رو من به خاطر ۴ نفر برم و برگردم! تاکسيرانی بيخود کرده گفته مگه من چقدر در ميارم ؟

يه آقا بلاخره وارد يحث شد: خوب مردم هم مجبورن

من: مردم ما اگه به حق و حقوقشون واقف بودن و اهميت ميدادن که اين حال و روزشون نبود.

- من الان ۲۶ ساله راننده ام تاکسيرانی مگه برام چکار کرده؟ خودم خودمو بيمه کردم که بعد از بازنشستگی هم تازه ماهی ۸۰۰۰۰ تومن بهم ميدن.

من : شما بعد از سی سال ميخوايد ماهی هشتاد تومن بگيريد ولی ما با حقوق کارمندی بزرگ شديم !!

  
نویسنده : مهري ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٢
تگ ها :