دانش مديران

امروز جلسه داشتيم يکی دو نفر هم از سازمانهای ديگه اومده بودن ، رييس من هم که با داشتن گروه آمار در حيطه اختيارات خودش هيچی از آمار سر در نمياره ، فقط برای اينکه کم نياره هی حرف ميزنه. اصلا من نميدونم چطور خجالت نمی کشه که يک مثالی رو که در مورد آمار و اطلاعات شنيده صد مرتبه تو جلسات تکرار ميکنه!

ميگه : يکروز آقای ابوالمعالی که قبلا نماينده مجلس بوده الان وزيره و در واقع دانشجوی دکترای موسسه ما است ! تعريف کرده که زمانی که نماينده بوده قرار ميشه که با يک هيات همراهی به کشورهای تايلند و کانادا برن برای خريد برنج و گندم ( به ترتيب ). اول ميرن تايلند برای خريد برنج . با هم قرار ميذارن که بگن ما امسال محصول برنجمون خيلی خوب بوده ... فقط به خاطر اينکه مشتری شما هستيم ميخواهيم ازتون خريد کنيم ....بزنن تو سر مال تا قيمت رو بيارن پايين. همين کار رو هم ميکنن تو جلسه مطرح ميکنن ، اين تايلندی ها رنگ ميدن رنگ ميگيرن و خلاصه اينها موفق ميشن برنج رو به قيمت خوبی بخرند! بعد از مدتی همون تيم ميرن کانادا و قرار ميشه که همون کلک رو سوار کنن. حالا اينجا تا مطرح ميکنن آنها کامپيوتر را ميذارن جلوشون و تمام آمار و ارقام مربوط به محصول گندم ايران رو به ريز به اينها نشون ميدن و اينها خجالت زده از اينکه خودشون چنين آمارهايی رو اصلا نداشتند!!!! و تازه تن به قيمت پيشنهادی اونها داده بودن بر ميگردن.

حالا هميشه نتيجه ای که از اين داستان ميگيره اينه که آمار در کشور ما خيلی ضعيفه و... البته من هم قبول دارم ولی هيچوقت به اين قضيه فکر نميکنه که اين ناشی از ضعف مديريت ماست ، هيچوقت به اين قضيه فکر نميکنه که چرا آمار و اطلاعات پس از احصا بايد به تاييد مديران نالايق برسه که هر جا پيشرفت کار رو نشون ميداد بزرگش کنن قاب کنن بزنن به ديوار و هر جا که ضعف سيستم رو نشون ميداد بگن فعلا اين قسمت از گزارش رو حذف کن تا بعد به اين مساله دقيقتر رسيدگی شه ولی هيچوقت اين بعد رو ما نمی بينيم!!

 تازه تو اين جلسه يک نفر هم از مرکز آمار ايران اومده بود که من تونستم از آن طريق اطلاعاتی رو در مورد چند تا از همکلاسيهای قديمم کسب کنم.

  
نویسنده : مهري ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ آبان ۱۳۸٢
تگ ها :