تولدم مبارک

من در عصرگاه (۱۶:۳۰) روز پنجم مهرماه متولد شده ام.دو سال پيش تصميم گرفتم روز تولدم رو Re birth نام گذاری كنم ، چون دوست داشتم از آن روز به بعد يه تحول اساسى تو زندگيم بدم خوب اين كار را تا حدودی هم انجام دادم مثلا چت كردن رو برای هميشه گذاشتم كنار ( از شما چه پنهان آن روزها بد جوری به yahoo messenger معتاد شده بودم )كه خيلی از وقتم رو به خودش اختصاص داده بود... ولی تا اومدم بيشتر به اين كارم دامن بزنم سر و كله اين فلفلی تو زندگيم پيدا شدو اصلا اون موضوع يادم رفت البته ناگفته نماند همون آشناييم با فلفلی و ازدواجم خودش تحولی بس عظيم تر بود!!!

ولی نمی دونم چرا امسال مثل سالهای قبل هی تلفن پشت تلفن نميشه كه بهم تبريك بگويند احتمالا اين هم از عوارض ازدواج است چون ظاهرا امسال همه سالگرد ازدواج رو مهمتر دونستند و اونو بهم تبريك گفتند. امروز غير از فلفلی كه همون اول صبح بهم تبريك گفت فقط ۲ تا از دوستام يكی تلفنی و ديگری ايميلی بهم تبريك گفتند!

خوب داشتم از تحول ميگفتم ، ديشب با فلفلی تصميم گرفتيم از اين به بعد صبحها زودتر بيدار شيم بريم با هم بدويم ، تازه پنالتی هم گذاشتيم كه هركی تنبلی كرد دفعه اول و آخرش بشه ... اما صبح يكی از يكی تنبل تر آنقدر دير بيدار شديم كه من ۲۵ دقيقه هم تاخير خوردم!!!اين هم از مقوله تحول !!

يادم باشه فردا خاطرات سفر به اصفهان رو بنويسم

  
نویسنده : مهري ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ مهر ۱۳۸٢
تگ ها :