ميلاد مولود كعبه مبارك باد
سالگرد ازدواچ
ديروز سالگرد قمري ازدواج ما بود البته ما خودمون هفته آينده قراره كه سالروز پيوند آسمانيمون رو جشن بگيريم ولي خيلي ها پيش دستي كردند و در سالگرد قمريش به ما تبريك گفتند.اين
شد كه ليست مدعوين هي پايين تر ميرفت!!!
شيريني
پريروز تو كلاس زمان زنگ تفريح يكي از شاگردها گفت استاد حالا كه شب عيد است و خيابانها شلوغه نميشه ساعت بعد تعطيل باشه، من هم كه از خدام بود و دوست داشتم براي فلفلي (مرد زندگيم) جشن ويژه اي داشته باشم گفتم به شرط اينكه آقايون كلاس شيريني بدهند من حاضرم كلاس رو زود تر تعطيل كنم.خلاصه برنامه اي داشتيم سر شيريني خريدن كه اين آقايون هي به گردن هم مينداختند و هي ميگفتند كه تازه اين عيد به ضرر ماست چون از خودمون پول ميگيرند تا براي خودمون كادو بخرندو... خلاصه آخرش گير دادن به آقاي زارع كه يه آقاي مسن است كه كم مانده بازنشسته بشه ودر ضمن اصفهاني و خيلي باحاله! اون هم تا اومد كه نه و نو بياره و به شوخي بندازه نشد كه نشدو بلاخره رفت و شيريني خريد اونجا بود كه با خودم گفتم اين بيچاره اصفهانيها هميشه بايد تاوان باورهاي مردم در مورد خودشون رو پس بدهند!!!!!!!
خلاصه شيريني رو خورديم و كلاس هم تعطيل نشد!!!
سكسكه
ديشب كه از منزل پدرم برميگشتيم راننده آژانس تو ماشين سكسكه اش گرفته بود و من و فلفلي اون پشت مرده بوديم از خنده،فلفلي گفت ميخواي بترسونمش تا سكسكه اش بند بياد ، من كه از ترس اينكه يهو از خنده منفجر نشم و لو نريم پشت صندلي قايم شده بودم.يه لحظه پشت چراغ بوديم و خيلي ترافيك بود فلفلي با عصبانيت گفت آقاي عزيز آخه كي گفت كه شما از اين راه بيايد؟ اعصاب ما رو خرد كرديد!!!آقاهه يه مكثي كرد و با خنده گفت آقا دست شما درد نكنه ، بند اومد!!!!!!!!!!

  

نویسنده : مهري ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها :