ديروز برنامه پاتختی مهسا و هامون بود، جای همگی خالی ، خيلی خوش گذشت، فقط آنقدر دير برگشتيم که ديگه نميتونستم به خونه خودمون برم ماندم منزل پدرم که صبح از همونجا برم اداره ، بيچاره فلفلی ديشب تو خونه تنها بود.خيلی خسته هستم ، امروز دوباره ميريم عروسی کلی کار دارم، راستی پروفسور جان ، اين وبلاگ قابل دوستان رو نداره ، هر وقت دوست داشتی بهش سر بزن ، فقط چون تا آ ن موقع که گفتم ممکنه مطلب خاص و هدفداری تويش ننويسم به دوستانم اعلام نکردم ! شما هم اگه ديدی که فعلا هدف خاصی رو دنبال نمی کنه به من خرده نگير لطفا. راستی در موردتکيه گاه هم ميتونی با من بيشتر در تماس باشی

  
نویسنده : مهري ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها :